تبليغاتX
مذهبي+مهرجوني
مذهبي+مهرجوني
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه ششم آذر 1388
فرا رسیدن عید سعید قربان برهمگان مبارک باد ...  

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض تبریک عید قربان خدمت دوستان و بازدید کنندگان وبلاگ و همچنین تمامی دوستان ساکن مهرحان و خارج از مهرجان امیدوارم که همیشه روزهایی مثل عید داشته باشید و همچون روز عید خوشحال باشید و همیشه مثل روز عید با هم نزدیک باشید.
من هم به نوبه خودم به دوستان ساکن وخارج مهرجان این عید بزرگ را تبریک می گویم .به امید آن روزی که تمامی روزها انشالله برای همگان عیدباشد

جمعه هشتم آبان 1388
ولادت باسعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام رضا (ع) بر همگان مبارک باد. ...  

ولادت باسعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت  حضرت امام رضا (ع) بر همگان مبارک باد.

 

زندگاني امام رضا(ع)

نام : علی

لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر

 

 

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

 

 

زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين  حال مرتبط با هم دارد:

اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏  هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين  دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به  روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

 

 

حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام

دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».

گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».

حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.

در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند، نماينده اي به ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مي شود مردم آماده استقبال و ديدار با او باشند. سپس با گروههاي بسيار بزرگ مردم اجتماع بر پا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود. آنگاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد. سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.

پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.

پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.

امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.

اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.

خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.

از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد.»

اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السلام آن زندانهاي سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايتها و شهر هاي بزرگ اسلامي را در برگرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد.

مأمون در كنار اين ترس و نگراني از هوشي سرشار، فهمي قوي، درايتي بي سابقه، شجاعتي كم نظير و جديتي راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسئله ولايتعهدي را پيش آورد، هرچند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السلام او را ناكام ساخت.

 

 

 

جمعه بیست و چهارم مهر 1388
دانستني هاي ديني در مورد کعبه و مسجد الحرام وقرآن کریم (البته همه میدانند) ...  

                    دانستني هاي ديني در مورد کعبه و مسجد الحرام
1.آيا مي دانيد که در تمام نقاط زمين بايد به سمت کعبه معظمه نماز خواند ولي در داخل کعبه به چهار سمت مي توان نماز خواند ؟

2.آيا مي دانيد در خارج از زمين (در فضا يا کرات ديگر) به هر سمتي مي توان نمازخواند ؟
3.آيا مي دانيد آخرين بار کعبه 400 سال پيش و توسط سيل خراب شد ؟
4.آيا مي دانيد کعبه امروزي 400 سال قدمت داشته و بدست معماران ايراني ساخته شده است ؟
5.آيا مي دانيد مقام ابراهيم سنگي در مسجد الحرام است که از زمان حضرت ابراهيم (ع) تا به امروز باقي مانده؟
6.آيا مي دانيد در جهان سه فرشته به شکل سنگ هستند ؟
7.آيا مي دانيد حجر الاسود و سنگ مقام ابراهيم(ع)و سنگي که حضرت موسي از آن 12 چشمه جاري کرد هر سه فرشته اند؟
8.آيا مي دانيد که حجر الاسود در ابتدا سنگي روشن وبسيار نوراني بوده است که حضرت آدم از آن به عنوان چراغ در شب ها استفاده مي کرده است ؟
9.آيا مي دانيد حجر الاسود که در ابتدا سنگي نوراني بوده است با لمس کردن يکي از مشرکان به رنگ سياه امروزي در آمده است ؟
10.آيا مي دانيد در حال حاضر فقط قطعات کوچکي از حجر الاسود در ديوار خانه خدا موجود است؟
11.آيا مي دانيد در آخرين مرتبه اي که سيل کعبه را خراب کرد حجر الاسود شکسته و تکه تکه شد و فقط قطعات کوچکي از آن پيدا شده است ؟
12.آيا مي دانيد لمس کردن حجر الاسود باعث آمرزش تمام گناهان بجز حق الناس مي شود ؟
13.آيا مي دانيد بهترين آب روي زمين آب چاه زمزم است ؟
14.آيا مي دانيد چاه زمزم فقط در فاصله اي به اندازه چند متر از کعبه قرار دارد؟
15.آيا مي دانيد چشمه زمزم(چاه زمزم) پس از زمان حضرت اسماعيل پنهان شد و دوباره عموي پيامبر آن را پس ازچندين سال پيدا کرد ؟
16.آيا مي دانيد که درب خانه خدا(کعبه ) به سمت ايران است؟
17.آيا مي دانيد در ابتدا که حضرت ابراهيم کعبه را ساخت کعبه پرده نداشت ؟
18.آيا ميدانيد کعبه در زمان پيامبر داراي ارتفاع کمتري نسبت به امروزه بوده است ؟
19.آيا مي دانيد در گذشته پرده خانه خدا در مصر تهيه مي شد ولي
امروزه پرده کعبه در عربستان تهيه مي شود ؟
20.آيا مي دانيد جنس پرده خانه خدا از ابريشم است و آياتي که روي آن نوشته شده با طلاست؟
21.آيا مي دانيد پرده خانه خدا وزني معادل چندين تن دارد و هزينه ساخت اين پرده چندين ميليارد تومان مي باشد ؟
22.آيا مي دانيد پرده کعبه هر ساله تعويض مي شود ؟
23.آيا مي دانيد که نگاه کردن به کعبه همانطور که آب آتش را خاموش مي کند گناهان را از بين ميبرد؟
24.آيا مي دانيد اقامه يک نماز در مسجد الحرام معادل اقامه 100000 نماز در مکان هاي عادي است ؟
25.آيا مي دانيد در مرتبه اول که هر کس به خانه خدا نگاه مي کند هر چه از خدا بخواهد خداوند به او
ميده
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                              اعجاز عددي در قرآن





كتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددى در قرآن‏كريم نام دارد و به قلم قرآن‏پژوه و قرآن‏شناس دانشور معاصر، آقاى مصطفى حسينى طباطبائى به فارسى ترجمه شده است.

ذيلاً تعدادى از آمار و ارقام شگفت‏آور عبدالرزاق نوفل نقل مى‏شود:

- واژه دنيا در قرآن كريم 115 بار به‏كار رفته است، و واژه آخرت هم همين تعداد.

- شياطين68مرتبه، ملائكه هم همين تعداد.

- حيات 71 بار، موت هم همين تعداد.

- علم و معرفت ومشتقات آنها 811 بار، ايمان و مشتقات آن‏هم همين تعداد.

- ابليس يازده بار، و استعاذه از او هم به‏همين تعداد.

- كلمه يوم به‏معناى روز(به‏صورت مفرد) 365بار به‏تعداد روزهاى‏سال (شمسى) در قرآن به‏كار رفته است. و به‏صورت تثنيه و جمع سى بار، به‏تعداد روزهاى ماه.

- كلمه شهر به‏معناى ماه، 17 مرتبه در قرآن ديده مى‏شود به‏تعداد ماه‏هاى سال.

اما كتاب دكتر ابوزهراء النجدى قرآن‏پژوه شيعه من الاعجاز البلاغى و العددى للقرآن الكريم نام دارد و چنان‏كه از نامش برمى‏آيد به‏عربى است و هنوز به‏فارسى ترجمه نشده است و از نظر شگفتى‏هاى رياضى به‏پاى كار رشاد خليفه و عبدالرزاق نوفل نمى‏رسد.

ذيلاً چند تناسب و ظرافت عددى قرآنى را كه او پيدا كرده و در كتاب پيش گفته آورده است، نقل مى‏كنيم:

- ساعت/ الساعة در قرآن كريم 74 بار به‏كار رفته است به تعداد ساعات شبانه‏روز.

- سماوات السبع يا سبع سماوات، هفت بار به‏كار رفته است.

- «سجد» و مشتقات آن34به‏كار رفته است كه برابر مجموع سجده‏هاى هفده ركعت نماز شبانه‏روزى است، از قرار هر ركعتى دو سجده، جمعاً 34سجده.

- لفظ صلاة و قيام و اقيموا و مشتقات آن51 بار به‏كار رفته است كه برابر با هفده‏ركعت نماز واجب و 34ركعت نماز مستحب شبانه‏روزى است.

- مشتقات وصى/ توصيه به‏تعداد اوصياى الهى دوازده بار به‏كار رفته است.

- لفظ شيعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به‏كار رفته است.

- مشتقات فرقه، 72 بار به‏كار رفته است و اين به‏تعداد 72 فرقه اسلامى است.


جمعه دهم مهر 1388
اسامي دانش آموزان ممتاز .فرزندان كاركنان مخابرات شهرستان نايين وخوروبيابانك ...  
:

اکنون که با الطاف الهی توانسته اید در سال تحصیلی 88-87 رتبه ممتاز را کسب نمایید ، این موفقیت را به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض نموده ، سلامتی و پیشرفت روزافزون برایتان از درگاه خداوند متعال خواستاریم .
امید است با دو بال تقوی و علم به درجات عالی معنویت و دانش دست یابید .

                                                                                                                                  اداره مخابرات شهرستان نایین

 http://naein.tce.ir/  برای دیدن کامل عکس ها به سایت مخابرات نایین به آدرس ذکرشده(قسمت دانش آموران ممتاز) مراجعه نمایید.درضمن از اطلاعات مفید این سایت هم بهره مند شوید .

 

 

مصطفی آزادی

فرزند : رضا

کلاس : چهارم ابتدایی

مدرسه : شهدای جندق

معدل : 20

 

ساجده اسدی اسدآباد

فرزند : فریدون

کلاس : دوم ابتدایی

مدرسه : مکتبی

معدل : 20

 

زهرا اشکستانی

فرزند : محمدعلی

کلاس : اول ابتدایی

مدرسه : بعثت

معدل : 20

 

 

محبوبه اشکستانی

فرزند : محمدعلی

کلاس : سوم ابتدایی

مدرسه : بعثت

معدل : 20

 

دانیال پوربافرانی

فرزند : حسین

کلاس : دوم ابتدایی

مدرسه : آیت اله نائینی

معدل : 20

 

مطهره پوربافرانی

فرزند : حسین

کلاس : سوم ابتدایی

مدرسه : اندیشه

معدل : 20

 

 

پارسا حقیقی نایینی

فرزند : مرتضی

کلاس : پنجم ابتدایی

مدرسه : شهید فردوسی زاده

معدل : 20

 

پردیس حقیقی نائینی

فرزند : مرتضی

کلاس : اول ابتدایی

مدرسه : اندیشه

معدل : 20

 

امیر محمد سعیدی نایینی

فرزند : وحید

کلاس : پنجم ابتدایی

مدرسه : دکتر شریعتی

معدل : 93/19

 

 

منیره سلمان

فرزند : جعفرقلی

کلاس : چهارم ابتدایی

مدرسه : آسیه چاهملک

معدل : 60/19

 

میثم شبانی نایینی

فرزند : محمد

کلاس : پنجم ابتدایی

مدرسه : دکتر شریعتی

معدل : 57/19

 

مهدی شهریاری مزرعه شاهی

فرزند : احمد

کلاس : پنجم ابتدایی

مدرسه : آیت اله نائینی

معدل : 81/19

 

 

حمیدرضا فدایی

فرزند : کمال

کلاس : سوم ابتدایی

مدرسه : شهید فردوسی زاده

معدل : 20

 

محمد فاضل فیضی پور

فرزند : ابراهیم

کلاس : پنجم ابتدایی

مدرسه : شهید فردوسی زاده

معدل : 20



فاطمه سادات موسی کاظمی محمدی

فرزند : سید محمد

کلاس : پنجم ابتدایی

مدرسه : عفتیه محمدیه

معدل :81/19

 

 

طاها حسن زاده

فرزند : حسینعلی

کلاس : اول ابتدایی

مدرسه : آیت اله نایینی

معدل : 20

 

فاطمه مسعود

فرزند : امامقلی

کلاس : پنجم ابتدایی

مدرسه : آسیه چاهملک
معدل : 78/17

 

 

 


مقطع راهنمایی

 

 

پویا حقیقی نایینی

فرزند : مرتضی

کلاس : دوم راهنمایی

مدرسه : شهید صادقی

معدل : 96/19

 

کیومرث شمسائی

فرزند : پرویز

کلاس : سوم راهنمایی

مدرسه : شهید آیت خور
معدل : 89/18

 

عاطفه علی بمانی

فرزند : محمد

کلاس : سوم راهنمایی

مدرسه : فاطمه الزهرا

معدل : 36/18

 

 

رویا فدایی نائینی

فرزند : کمال

کلاس : سوم راهنمایی

مدرسه : فرزانگان

معدل : 20

 

محمدسعید متولیان نائینی

فرزند : حسین

کلاس : دوم راهنمایی

مدرسه : شهید صادقی

معدل : 86/18

 

مهدیه شهریاری مزرعه شاهی

فرزند : احمد

کلاس : دوم راهنمایی

مدرسه : شهید هیاتیان

معدل : 52/19

 

 


مقطع متوسطه

 

 

رضا سلمان

فرزند : جعفرقلی

سال : اول دبیرستان

دبیرستان : امام حسین چاهملک

معدل : 26/19

 

کیوان شمسائی

فرزند : پرویز

سال : سوم نظری

دبیرستان شهید باهنر خور

معدل : 50/18

 

فرزانه میرعسکری نائینی

فرزند : صفرعلی

سال : دوم حسابداری

هنرستان کاردانش زینب

معدل : 73/18

 باسلام:

          برخود لازم دانستم ازطرف خودو همه دانش آموزان عزيز مخابراتي از مديريت محترم اداره كل مخابرات استان اصفهان جناب اقاي مهندس زماني كه افتخار ديدن ايشان را از نزديك هم داشته ام.وجناب آقاي مهندس حقيقي رياست محترم مخابرات شهرستان نايين كه بحق هميشه مارامورد تشويق وترغيب قرارداده اند.برادر گرامي جناب آقاي آزادي رييس مركز مخابرات شهرستان خوروديگر بزرگواران. ازاين عزيزان ما هم تشكر بنماييم.از خداوند سرافرازي شركت وموفقيت اين عزيزان را در تمامي امور خواستاريم.       

                               با احترام وتشكر: كيوان وكيومرث شمسايي

 

 

 

یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388
تقدیروتشکر فراوان ازاهالی خوب وفهیم مهرجان (اجرتان بابزرک بانوی دوعالم) ...  

مرحبا         مرحبا          مرحبا

باسلام وتبریک مجدد

       برخودلازم میدانم ازتمامی عزیزانی که در مرمت وبازسازی مقبره پدربزرگم مرحوم حاج آقا سیف آلداودکمک وقبول زحمت نموده اندتشکر خود و مادرم را اعلام داشته و جادارد که صمیمانه از تک تک دست اندر کاران قدردانی بنمایم .آرزومندم که جد بزرگوار ایشان هم در دنیا هم در اخرت اجروپاداش عنایت بفرماید.

 

یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388
تبریک عیدسعیدفطربرعموم مسلمانان وآرزوی قبولی طاعات وعبادات ازدرگاه خداوند ...  

عید فطر مبارک

http://homepage.mac.com/enriquezamora/iblog/B2086941604/C1127663164/E20051104190427/Media/11happy_Eid-al-Fitr.jpg

 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت..
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!

 

این روز عزیز را به شما تبریک می‌گویم، امیدوارم تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید

صدای پای عید می آید .

دل بر سر دو راهی ِ آمدن عید رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکلیف است ...

نمی داند از آمدن آن شاد باشد یا از رفتن این محزون ؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش ِ یک ماه عبادت و شست و شوی جان درنهر پاک رمضان است.

عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست .

عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خویش دوباره متولد می شود.

رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو ؛با جانی تازه از آن سر بر می آورد .

عیدفطر ؛ شادی برای رفتن رمضان نیست بلکه برای آمدن روز نو ، روزی نو و انسانی نو است .

بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد ..

اگر درعید فطر در نیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را درروح خود احساس نکنیم، عید فطر ؛ عید ما نیست ..


http://i15.tinypic.com/48558wn.jpg

اى آن كه رحم مى‏كنى بر آن كه بندگان بر او رحم نمى‏كنند

و اى كسى كه مى‏پذیرى كسى را كه شهرها نمى‏پذیرندش،

و اى كسى كه اهل حاجتمندان خود را خوار نمى‏كنى،

و اى كسى كه اصراركنندگان را ناامید نمى‏نمایى،

و اى كسى‏كه دست ردّ بر سینه توقع‏داران نمى‏زنى،

و اى كسى‏كه پیشكش بى‏مقدار را مى‏پذیرى، و كمترین كارى را كه برایت كنند سپاس مى‏نهى، 

و اى كسى كه عمل اندك را قدر مى‏نهى، و مزد بزرگ بر آن مى‏پردازى،

و اى كه هر كس به تو نزدیك گردد به ‏او نزدیك مى‏شوى،

و اى كسى‏كه هر كه را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مى‏خوانى،

و اى كسى كه نعمت خودرا تغییر نمى‏دهى، و به انتقام شتاب نمى‏ورزى،

و اى كسى كه نهال خوبى را به‏بار مى‏آورى تابیفزایى، و از بدى درمى‏گذرى تا آن را ناپدید نمایى، آرزوها پیش از رسیدن به نهایت كرمت با حاجات روا شده بازگشتند، و ظرفهاى طلب به فیض
بخششت لبریز شدند، و اوصاف به كنه وصف تو نرسیده  از هم گسیختند،

پس بدون شك برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست، و جلال  امجد بر هر جلالى ویژه توست




ا
__
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388
...  


« بسم الله الرَّحمن الرَّحیم  »

« مناجات شب نوزدهم ماه مبارک رمضان »


دانلود
======



برای دانلود روی آیکن مربوط (عکس) راست کلیک کرده و سپس گزینه ... save target as را انتخاب کنید.

جمعه سیزدهم شهریور 1388
ولادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن (ع)را به همگان تبریک عرض می نمایم ...  

« سرچشمه مهر »


 


روزي امام حسن مجتبي (عليه السلام )،در حال عبور از مکاني بودند که به مردي از اهالي شام برخوردند. مرد شامي توهين و ناسزاي بسياري بر امام روا داشت و حضرت را لعن بسيار نمود.


 


امام(ع)هيچ نفرمودند تا مرد شامي از دشنام دادن فارغ گشت. آنگاه حضرت رو به آن مرد نمودند و بر او سلام کردند و بر رويش تبسم.


 


آنگاه فرمودند: اي مرد، گمان مي کنم در اين شهر غريب باشي وگويا در نزد تو امري مشتبه گشته است.... اگر درخواستي از ما داري بگو که آن را برآوريم. اگر از ما طلب ارشاد و هدايت کني ترا ارشاد مي کنيم، اگر گرسنه باشي ترا سير مي کنيم و اگر برهنه باشي ترا مي پوشانيم ، اگر محتاج باشي بي نيازت خواهيم ساخت و اگر از جايي رانده شدي ترا پناه مي دهيم واگرچيزي از ما مي خواهي بگو تا برايت فراهم کنيم ، اگر بار سفرت را به خانه ما بياوري وتا زماني که در اين شهر ساکني ميهمان ما باشي، براي تو بهتر خواهد بود. . .


 


چون مرد شامي اين سخنان را از حضرت شنيد، به گريه افتاد و گفت:


 


" شهادت مي دهم که تويي خليفه خدا بر روي زمين و خداوند خود بهتر ميداند که رسالت و خلافتش را در کجا قرار دهد.... پيش از آنکه ترا ملاقات کنم ، تو و پدرت در نزد من ، دشمن ترين مردم بوديد، اما هم اکنون محبوبترين افراد در نظر من هستيد. . ."


 


پس مرد شامي به خانه امام(ع) رفت و تا زمانيکه در مدينه بود ، ميهمان آن حضرت بود و از دوستداران و معتقدان خاندان نبوت و اهل بيت رسالت گرديد.


 


« برگرفته از کتاب منتهي الامال جلد 1 ص 417 »


 


 


 


شباهتي ديگر با وصي موسي (ع)


 


 


 


پس از آن که امام حسن (عليه السلام) متولد شد، حضرت فاطمه (عليها السلام) به اميرالمومنين (عليه السلام) گفت: براي او نامي بگذار.


 


اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: در گذاردن نام او بر رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم) سبقت نمي گيرم.


 


امام حسن را نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) آوردند و ايشان در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه. سپس از اميرالمومنين (عليه السلام) پرسيد: آيا نامي را براي او گذاشته اي؟


 


ايشان فرمود: در گذاردن نام او بر شما سبقت نخواهم گرفت.


 


رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) گفت: من نيز بر پرودگار خويش سبقت نمي گيرم.


 


پس حق تعالي به جبرئيل امر کرد: براي محمد پسري متولد شده است، برو به سوي زمين سلام مرا به او برسان و به او تبريک و تهنيت بگو. (پس از آن) به وي بگو: علي نسبت به تو به منزله ي هارون است به موسي. پس بر فرزندشان نام پسر هارون را بگذار.


 


جبرئيل به نزد رسول اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم) آمد و پيام خداوند را به ايشان رساند.


 


رسول خدا پرسيد: اسم او (پسرهارون) چه بود؟


 


جبريئل گفت: اسم او شبٌر بود.


 


حضرت فرمود: زبان من عربي است.


 


جبرئيل گفت: او را حسن نام کن.


 


پس او را حسن ناميدند، زيرا که شبٌر در لغت عرب حسن است و نام پسر بزرگ هارون شبٌر بود.


 


عنايت و توجه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) به امام حسن (عليه السلام) در موارد بسيار از ولادت ايشان گرفته تا ابراز محبتهاي متعدد نسبت به ايشان، مشهود است. در ادامه به يکي از اين موارد اشاره مي کنيم.  


 


ابن مسعود مي گويد: از رسول خدا شنيدم، هرکه مرا دوست دارد، حسن و حسين را دوست دارد، زيرا که حق تعالي مرا به محبت ايشان امر کرده است.


 


از همين رو نقل مي کنند، روزي رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به نماز ايستاد، امام حسن (عليه السلام) بر پهلوي او بود، چون رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به سجده رفت، امام حسن بر دوش آن حضرت سوار شد، رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم) سجده را طول داد.


 


چون حضرت سلام نماز را گفت، اصحاب به ايشان گفتند: يا رسول الله! به اندازه اي سجده را طول دادي که پيشتر، آن قدر طول نمي دادي، براي همين ما گمان کرديم که در سجده وحي بر تو نازل شده است.


 


حضرت فرمود: وحي بر من نازل نشد وليکن اين پسرم بر دوش من بود، نخواستم که در پايين آمدن او عجله کنم، از همين رو سجده را طول دادم.


 


مردي که سه بار اموالش را با فقرا قسمت کرد


 


فاطمه محمد علي
به مناسبت ولادت امام حسن مجتبي(ع) کريم آل محمد(ص)
شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السلام روايت کرده که فرمود پدرم از پدرخود خبر داد که حضرت امام حسن عليه السلام درزمان خود از همه مردمان عبادت و زهدش بيشتر بود و افضل مردم بود و هرگاه سفر حج ميکرد پياده مي رفت وگاهي با پاي برهنه راه مي پيمود و هرگاه ياد مي کرد مرگ و قبر و بعث و نشور و گذشتن برصراط را گريه مي کرد و چون ياد مي کرد عرض اعمال را برحق تعالي نعره مي کشيد و مدهوش مي گشت و چون به نماز مي ايستاد بندهاي بدنش مي لرزيد به جهت آنکه خود را درمقابل پروردگار خويش مي ديد و چون ياد مي کرد بهشت و دوزخ را اضطراب مي نمود مانند اضطراب کسي که او را مار يا عقرب گزيده باشد و از خدا مسئلت مي کرد بهشت را و استعاذه ميکرد از آتش جهنم، و هرگاه درقرآن تلاوت مي کرد «يا ايها الذين آمنوا»، مي گفت:«لبيک اللهم لبيک» و درهيچ حالي کسي او را ملاقات نکرد مگر آنکه مي ديد که مشغول به ذکر خداوند است. و زبانش از تمام مردم راستگوتر بود و بيانش از همه کس فصيح تر بود.
و درمناقب ابن شهر آشوب و روضه الواعظين روايت شده که امام حسن عليه السلام. هرگاه وضو مي ساخت بندهايش مي لرزيد و رنگ مبارکش زرد مي گشت. سبب اين حال را از آن حضرت پرسيدند. فرمود:«سزاوار است بر کسي که مي خواهد نزد رب العرش به بندگي بايستد، آنکه رنگش زرد گردد و رعشه بر مفاصلش افتد.» چون به مسجد مي رفت وقتي که نزد در مي رسيد سر را به سوي آسمان بلند مي کرد و مي گفت:
«الهي ضيفک ببابک يا محسن قداتيک المسيئي فتجاوز عن قليج ماعندي بجميل ما عندک يا کريم»
«اي خداي من اين ميهمان تواست که بدرگاه تو ايستاده،اي خداوند نيکوکار! بنزد تو آمده بنده تبهکار، پس درگذر از کارهاي زشت و ناستوده من به نيکي هاي خودت اي کريم!»
و نيز ابن شهر آشوب از حضرت صادق عليه السلام روايت کرده است که جناب امام حسن عليه السلام بيست و پنج مرتبه پياده به حج رفت و دو مرتبه و به روايتي سه مرتبه مالش را با خدا قسمت کرد که نصف آن را خود برداشت و نصف ديگر را به فقرا داد.
و درفضيلت گريه بر حضرت امام حسن عليه السلام و زيارت آن بزرگوار، از ابن عباس روايت شده که حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود که:«چون فرزندم حسن عليه السلام را به زهر شهيد کنند ملائکه آسمانهاي هفت گانه بر او گريه کنند و همه چيز براو بگريد حتي مرغان هوا و ماهيان دريا و هرکه بر او بگريد ديده اش کور نشود روزي که ديده ها کور مي شود؛ هر که بر مصيبت او اندوهناک شود، اندوهناک نشود دل او در روزي که دلها اندوهناک شوند؛ و هرکه در بقيع او را زيارت کند قدمش برصراط ثابت گردد در روزي که قدمها برآن لرزان است.


 


جمعه سیزدهم شهریور 1388
ولادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن (ع)را به همگان تبریک عرض می نمایم ...  

« سرچشمه مهر »


 


روزي امام حسن مجتبي (عليه السلام )،در حال عبور از مکاني بودند که به مردي از اهالي شام برخوردند. مرد شامي توهين و ناسزاي بسياري بر امام روا داشت و حضرت را لعن بسيار نمود.


 


امام(ع)هيچ نفرمودند تا مرد شامي از دشنام دادن فارغ گشت. آنگاه حضرت رو به آن مرد نمودند و بر او سلام کردند و بر رويش تبسم.


 


آنگاه فرمودند: اي مرد، گمان مي کنم در اين شهر غريب باشي وگويا در نزد تو امري مشتبه گشته است.... اگر درخواستي از ما داري بگو که آن را برآوريم. اگر از ما طلب ارشاد و هدايت کني ترا ارشاد مي کنيم، اگر گرسنه باشي ترا سير مي کنيم و اگر برهنه باشي ترا مي پوشانيم ، اگر محتاج باشي بي نيازت خواهيم ساخت و اگر از جايي رانده شدي ترا پناه مي دهيم واگرچيزي از ما مي خواهي بگو تا برايت فراهم کنيم ، اگر بار سفرت را به خانه ما بياوري وتا زماني که در اين شهر ساکني ميهمان ما باشي، براي تو بهتر خواهد بود. . .


 


چون مرد شامي اين سخنان را از حضرت شنيد، به گريه افتاد و گفت:


 


" شهادت مي دهم که تويي خليفه خدا بر روي زمين و خداوند خود بهتر ميداند که رسالت و خلافتش را در کجا قرار دهد.... پيش از آنکه ترا ملاقات کنم ، تو و پدرت در نزد من ، دشمن ترين مردم بوديد، اما هم اکنون محبوبترين افراد در نظر من هستيد. . ."


 


پس مرد شامي به خانه امام(ع) رفت و تا زمانيکه در مدينه بود ، ميهمان آن حضرت بود و از دوستداران و معتقدان خاندان نبوت و اهل بيت رسالت گرديد.


 


« برگرفته از کتاب منتهي الامال جلد 1 ص 417 »


 


 


 


شباهتي ديگر با وصي موسي (ع)


 


 


 


پس از آن که امام حسن (عليه السلام) متولد شد، حضرت فاطمه (عليها السلام) به اميرالمومنين (عليه السلام) گفت: براي او نامي بگذار.


 


اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: در گذاردن نام او بر رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم) سبقت نمي گيرم.


 


امام حسن را نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) آوردند و ايشان در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه. سپس از اميرالمومنين (عليه السلام) پرسيد: آيا نامي را براي او گذاشته اي؟


 


ايشان فرمود: در گذاردن نام او بر شما سبقت نخواهم گرفت.


 


رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) گفت: من نيز بر پرودگار خويش سبقت نمي گيرم.


 


پس حق تعالي به جبرئيل امر کرد: براي محمد پسري متولد شده است، برو به سوي زمين سلام مرا به او برسان و به او تبريک و تهنيت بگو. (پس از آن) به وي بگو: علي نسبت به تو به منزله ي هارون است به موسي. پس بر فرزندشان نام پسر هارون را بگذار.


 


جبرئيل به نزد رسول اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم) آمد و پيام خداوند را به ايشان رساند.


 


رسول خدا پرسيد: اسم او (پسرهارون) چه بود؟


 


جبريئل گفت: اسم او شبٌر بود.


 


حضرت فرمود: زبان من عربي است.


 


جبرئيل گفت: او را حسن نام کن.


 


پس او را حسن ناميدند، زيرا که شبٌر در لغت عرب حسن است و نام پسر بزرگ هارون شبٌر بود.


 


عنايت و توجه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) به امام حسن (عليه السلام) در موارد بسيار از ولادت ايشان گرفته تا ابراز محبتهاي متعدد نسبت به ايشان، مشهود است. در ادامه به يکي از اين موارد اشاره مي کنيم.  


 


ابن مسعود مي گويد: از رسول خدا شنيدم، هرکه مرا دوست دارد، حسن و حسين را دوست دارد، زيرا که حق تعالي مرا به محبت ايشان امر کرده است.


 


از همين رو نقل مي کنند، روزي رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به نماز ايستاد، امام حسن (عليه السلام) بر پهلوي او بود، چون رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به سجده رفت، امام حسن بر دوش آن حضرت سوار شد، رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم) سجده را طول داد.


 


چون حضرت سلام نماز را گفت، اصحاب به ايشان گفتند: يا رسول الله! به اندازه اي سجده را طول دادي که پيشتر، آن قدر طول نمي دادي، براي همين ما گمان کرديم که در سجده وحي بر تو نازل شده است.


 


حضرت فرمود: وحي بر من نازل نشد وليکن اين پسرم بر دوش من بود، نخواستم که در پايين آمدن او عجله کنم، از همين رو سجده را طول دادم.


 


مردي که سه بار اموالش را با فقرا قسمت کرد


 


فاطمه محمد علي
به مناسبت ولادت امام حسن مجتبي(ع) کريم آل محمد(ص)
شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السلام روايت کرده که فرمود پدرم از پدرخود خبر داد که حضرت امام حسن عليه السلام درزمان خود از همه مردمان عبادت و زهدش بيشتر بود و افضل مردم بود و هرگاه سفر حج ميکرد پياده مي رفت وگاهي با پاي برهنه راه مي پيمود و هرگاه ياد مي کرد مرگ و قبر و بعث و نشور و گذشتن برصراط را گريه مي کرد و چون ياد مي کرد عرض اعمال را برحق تعالي نعره مي کشيد و مدهوش مي گشت و چون به نماز مي ايستاد بندهاي بدنش مي لرزيد به جهت آنکه خود را درمقابل پروردگار خويش مي ديد و چون ياد مي کرد بهشت و دوزخ را اضطراب مي نمود مانند اضطراب کسي که او را مار يا عقرب گزيده باشد و از خدا مسئلت مي کرد بهشت را و استعاذه ميکرد از آتش جهنم، و هرگاه درقرآن تلاوت مي کرد «يا ايها الذين آمنوا»، مي گفت:«لبيک اللهم لبيک» و درهيچ حالي کسي او را ملاقات نکرد مگر آنکه مي ديد که مشغول به ذکر خداوند است. و زبانش از تمام مردم راستگوتر بود و بيانش از همه کس فصيح تر بود.
و درمناقب ابن شهر آشوب و روضه الواعظين روايت شده که امام حسن عليه السلام. هرگاه وضو مي ساخت بندهايش مي لرزيد و رنگ مبارکش زرد مي گشت. سبب اين حال را از آن حضرت پرسيدند. فرمود:«سزاوار است بر کسي که مي خواهد نزد رب العرش به بندگي بايستد، آنکه رنگش زرد گردد و رعشه بر مفاصلش افتد.» چون به مسجد مي رفت وقتي که نزد در مي رسيد سر را به سوي آسمان بلند مي کرد و مي گفت:
«الهي ضيفک ببابک يا محسن قداتيک المسيئي فتجاوز عن قليج ماعندي بجميل ما عندک يا کريم»
«اي خداي من اين ميهمان تواست که بدرگاه تو ايستاده،اي خداوند نيکوکار! بنزد تو آمده بنده تبهکار، پس درگذر از کارهاي زشت و ناستوده من به نيکي هاي خودت اي کريم!»
و نيز ابن شهر آشوب از حضرت صادق عليه السلام روايت کرده است که جناب امام حسن عليه السلام بيست و پنج مرتبه پياده به حج رفت و دو مرتبه و به روايتي سه مرتبه مالش را با خدا قسمت کرد که نصف آن را خود برداشت و نصف ديگر را به فقرا داد.
و درفضيلت گريه بر حضرت امام حسن عليه السلام و زيارت آن بزرگوار، از ابن عباس روايت شده که حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود که:«چون فرزندم حسن عليه السلام را به زهر شهيد کنند ملائکه آسمانهاي هفت گانه بر او گريه کنند و همه چيز براو بگريد حتي مرغان هوا و ماهيان دريا و هرکه بر او بگريد ديده اش کور نشود روزي که ديده ها کور مي شود؛ هر که بر مصيبت او اندوهناک شود، اندوهناک نشود دل او در روزي که دلها اندوهناک شوند؛ و هرکه در بقيع او را زيارت کند قدمش برصراط ثابت گردد در روزي که قدمها برآن لرزان است.


 


دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش ت ...  
نویسنده كيومرث

تویی هم مصطفی و هم محمد ، تو را در آسمان نامند احمد ، تو کانون صفا مرد یقینی ، تو عین رحمه للعالمینی . عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک

به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد و آل محمد

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد

از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک

تویی هم مصطفی و هم محمد ، تو را در آسمان نامند احمد ، تو کانون صفا مرد یقینی ، تو عین رحمه للعالمینی . عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد

تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش

عید پیامبری رسول خدا مبارک

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد

آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد

خواند زبان دلم ثنای محمد (ص)

ماند خرد خیره در لقای محمد (ص)

دیده دل ، جام جم به هیچ شمارد

سرمه کند گر زخاک پای محمد (ص)

بعثت رسول اکرم بر عاشقان حضرتش خجسته و میمون باد

سائل درمانده ناامید نگردد

گر که بکوبد در سرای محمد (ص)

ای که ندای اذان رسید به گوشت

هان که به گوشت رسد ندای محمد (ص)

مبعث رسول اکرم بر همه مسلمانان جهان مبارک باد

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر

زیر فلک سایه لوای محمد (ص)

نوری سیاره یافت راه هدایت

تا که شدش عشق رهنمای محمد (ص)

عید مبعث بر همگان مبارک

مبعث رسول اکرم بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد

این عید فراموش نشدنی و روز خجسته بر شما فرخنده باد

سالروز انتخاب شدن محمد مصطفی (ص) برای پیامبری از سوی خداوند متعال بر همه مسلمانان جهان مبارک باد

امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم

بعثت پیامبر گرامی اسلام بر تمام عاشقانش مبارک باد